بایگانی ماهانه: دسامبر 2010

مرگ فامیل

بیشتر از ۳ هفته هست که خبر مرگ داییم رو بهم دادن. بعد از سکته مغزی حدود ۳ هفته تو کما بود و با دستگاه زنده نگهش  داشتن تا اینکه دختر داییم گفت که دستگاه رو خاموش کنن. دایی جون … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

کرهٔ جنوبی و ایران در ۳۰ سال گذشته

ایران که بودم به طور منظم دوچرخه سواری می کردم و جزو تیم نوجوانان استان بودم. یکی از چیزایی که گرون بود و به سختی گیر میامد،لاستیک مخصوص دوچرخه کورسی بود. البته جنس اشغال کره ای پیدا میشد اما زیاد … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه

پولداران فراری از مملکت

یکی از بچه ها تعریف میکرد که تو کریدور آپارتمانش تازگیها یک خانواده ایرانی نقل مکان کردن. از قرار معلوم از اون تازه به دوران رسیده های جمهوری اسلامی هستن که حسابی پول دارن. یک حاج آقاست، با همسرش، و … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

باز هم کالباس و گوشت خوک

یک همکار اندونزیایی مسیحی داشتم یک بار خاطره جالبی برام تعریف کرد. گفت یکبار تو یک مهمانی یکی از همکارای مسلمونش رو میبینه که داره یک جور رولت درست شده با ژامبون (کالباس گوشت خوک) میخورده. میره بهش میگه، مگه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

خشم بیجا؟

توی کمپی که به عنوان پناهنده جام داده بودن غیر از ما اعراب لبنانی هم بودن. خوبی کمپ این بود که صبحانه هم میدادن. انواع و اقسام غذاها، از جمله نون، کره، مربا، پنیر، و ۳-۲ جور کالباس. یک روز … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

دکتر و مهندس یا اقتصاددان و مدیر؟

دیروز همینجوری داشتم به کارنامه های تحصیلی از کلاس اول تا ۱۲ نگاه می کردم یک برگه توجهم رو جلب کرد. برگه چسبیده به کارنامه سال سوم راهنمایی من بود. یکی از مسئولین مدرسه نگاهی به نمرات من انداخته بود … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

چند کلمه ای با بازدید کنندگان

وقتی که این بلاگ رو شروع کردم، فکر می کردم چند تا کلمه یی مینویسم، چند نفری می خونن، و شاید ۲-۱ نفر هم پیدا بشن که نوشته یی بزارن و مکالمه یی شروع بشه. الان حدود ۳ ماهی میشه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید